الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

176

منطق مقارن (فارسى)

بعضى گفته‌اند : از جمله وظائفى كه خطيب در رابطه با شخص خودش دارد ، آن است كه بهنگام خطبه ، عصا يا شمشيرى را بدست بگيرد و پيداست كه افراد از اين ناحيه يكسان نيستند ، در پاره‌اى موارد اين امر موجب تخفيف اثر خطابه مىشود و نه تشديد آن . يكى ديگر از شرائط وى آن است كه با آرامش و طمانينه بوده باشد تا در حين ايراد خطبه مضطرب و ناآرام نباشد . علامت آرامش و اطمينان نفسانى خطيب آن است كه بردبارى را پيش گيرد و در سخنان خويش از شتابزدگى بپرهيزد . و ديگر اينكه نبايد از تاثير سخنان خويش مايوس باشد . زيرا نوميدى گاه چنان حالتى را در حالت خطيب موجب مىشود كه او را در امر خطابه سست و بيحال مىسازد . خطيب نبايد هيچگاه اين معنى را از نظر دور دارد كه آدمى داراى حالات گوناگونى است چه بسا كه شنوندگان تغيير حالت دهند ، هرچند در نهايت درجه فساد هم باشند . امام حسين ( ع ) در دعاى مشهور عرفه عرضه ميدارد : خدايا ! اختلاف تدبيرها و سرعت رفت‌وآمد تقديراتت بندگان عارفت را از آرامش و اعتماد قطعى به عطايا و از ياس و نااميدى در بلاها ممنوع ساخته است " تقديرات تغيير مىيابند ، حالات انسانها نيز همچنين . ديگر آنكه حركات دست و سر و چشم خطيب بايد متناسب بوده باشد روايت است كه پيامبر ( ص ) بهنگام خطابه دست مباركشان را بگونه‌اى متناسب حركت مىدادند و بهنگام سخن ، دهانشان را كاملا باز نمىكرده‌اند . ديگر آنكه ، چه نيكوست كه خطيب از علوم گوناگون ، اطلاع كافى داشته باشد ، از منطق و فلسفه ، سياست و اخلاق و حقوق - اسلامى و غير اسلامى - و اقتصاد ، خصوصا روانشناسى . . . . البته بايد توجه كرد كه هيئت قرار گرفتن منبر و كيفيت نور نيز داراى تاثير عظيمى است . از ديگر چيزهايى كه حتما بايد رعايت شود ، يكى آن است كه به مقدار معين سخن گفته شود . چه اينكه سخن هرگاه از حد خود درگذرد ، تاثيرش به عكس خواهد بود . و ديگر آنكه از حفظ ذهن و با تحقيق خود سخن بگويد نه اينكه از روى